سوشیانت
جهان در آستانهی نابودی است.
گرسیوز، که نامش تیرهتر از شب و حضورش مایهی وحشت آدمیان بود، با کمک جادوی سیاه و حیلههای ساحران، تصمیم به گسترش تاریکی گرفت. ساحران با اعمال ناپاک خود، یکی از دروازههای دوزخ را گشودند و گرسیوز، در این سرزمین ظلمانی، با اهریمن روبهرو شد. آنها پیمانی شیطانی بستند؛ اهریمن به گرسیوز عمری جاودانه و قدرتی بیپایان عطا کند و گرسیوز، در ازای آن، هرآنچه اهریمن بخواهد انجام دهد. خواستهی اهریمن چیزی نبود جز سیاهی، تباهی و نیستی.