soshiant

سوشیانت

سوشیانت جهان در آستانه‌ی نابودی است. گرسیوز، که نامش تیره‌تر از شب و حضورش مایه‌ی وحشت آدمیان بود، با کمک جادوی سیاه و حیله‌های ساحران، تصمیم به گسترش تاریکی گرفت. ساحران با اعمال ناپاک خود، یکی از دروازه‌های دوزخ را گشودند و گرسیوز، در این سرزمین ظلمانی، با اهریمن روبه‌رو شد. آن‌ها پیمانی شیطانی بستند؛ اهریمن به گرسیوز عمری جاودانه و قدرتی بی‌پایان عطا کند و گرسیوز، در ازای آن، هرآنچه اهریمن بخواهد انجام دهد. خواسته‌ی اهریمن چیزی نبود جز سیاهی، تباهی و نیستی.
بنر ابتدا صفحه سوشیانت
تصویر بازی دخت
Dokht

دخــت

اقتباسی از موزیک دار (داستان مریم) علی سورنا در آلبوم گوزن داراب; شهری کوچک و دور افتاده، پر از کوچه پس کوچه های تنگ و تاریک، پر از خانه هایی با آجرهای خسته، در پشت کوه های کولیوَش بود. شهری که سالها خالی از سکونت مانده و غرق در سکوت گشته است! چرا که مردمانش هر آن چه داشته اند را به مردی ثروتمند فروخته و شهر را ترک کرده اند.